|
گزری بر تاریخ عرب باستان قبل از اسلام و بعد از اسلام
|
پارسیان هرگز خطي از خود نداشته اند و در تمام تاريخ خود خطهاي ديگران را گرفته و ساده كرده و براي زبان خودشان سازگار كرده اند. از پيش از دوران مادها و از زمان فرمانروايي آنها هيچ نوشته اي وجود ندارد, و در دوران نخستين هخامنشيان گزارش ها و اسناد قتل عام های خود را به زبانهای سامی (آرامي و عيلامي) و به خط ميخي مي نوشتند.هخامنشيان كم كم خط ميخي را از آكديها و بابليها اختيا ر كردند و براي زبان پارسي باستان ساده كردند و به کار بردند . هخامنشیان چون می دانستند که خطی که از بابلیان وام گرفته اند ، عمومیتی در بین مردم منطقه ندارد . درکتیبه هایشان چند عدد کپی به زبان های فراگیر منطقه مانند عیلامی و بابلی می نوشتند . داریوش در کتیبه بیستون خود بعد از قتل عام ، کاتبان بابلی و عیلامی را وادار میکند همین کار را انجام دهند .
خط آرامی از مخترعات یکی از ملل سامی است . خط فنیقی از خط آرامی اخذ شدهاست زیرا خط آرامی از دو هزار سال قبل از میلاد وجود داشتهاست.
خطهای تدمری ، نبطی (عربی) ، عبری ، سریانی ، مندایی و فنیقی هر كدام تحولیافته و مشتق از آرامی هستند.
خط فینیقی (فونتیک كنعانی)
اين خط در آسيای غربی نفوذ يافت و جايگزين خط ميخی شد و به غرب (اروپای امروز) كه هنوز دارای خط و كتابت نبود راه يافت. اين مسئله از طريق يونان انجام گرفت كه با فنيقی ها ارتباط بازرگانی داشتند.
يونانيان اين الفبا را با اسم سامی آن كه نماينده دو حرف اول آن بود«آلفا بتا» ناميدند و برای استفاده خود تفييراتی در آن دادند . خط یونانی تحول یافته خط فنیقی است.گونه ای از خط يونانی را، يونانيان مهاجر با خود به روم بردند و در آنجا بر اين مبنا، الفبای لاتينی به وجود آمد كه زبانهای گوناگون اروپا بدان خط نوشته شد. الفبای کنعانی (فینیقی) به نوعی شبه قاره هند را نيز در نورديد. دانشمندان خط برهمايی هند را از فرزندان همين خط می دانند كه زبان سنسكريت و ديگر زبانهای هندی با آن نوشته می شود. متون دينی بودايی به زبان ختنی (سكايی) كه يكی از زبان های ايرانی شرقی دوره ميانه است به خط برهمايی نوشته شده است .
زبانهای سريانی يكی از زبانهای گروه شرقی زبان سامی آرامی است كه در دوران گذشته زبان علم بود. بسياری از آثار علمی يونانی و پهلوی و عبری به اين زبان برگردانده شده است .
نوشته هايی كه به زبان سغدی ، يكی از زبانهای شرقی ايران به دست ما رسيده است با خطهای سغدی مانوی ، سغدی مسيحی و سغدی بودايی نوشته شده است كه خط اخير در حقيقت خط سغدی را نشان می دهد . اين خط نيز از فرزندان شاخه ديگر آرامی است .
لازم به يادآوری است كه خط عبری نيز كه سابقه زبانی آن به سده چهارم پيش از ميلاد می رسد از اصل آرامی نشات گرفته است . عموم يهوديان جهان خط عبری را برای نگارش آثار خود به كار می گيرند.
خط عربی نيز با واسطه عرب نبطی از اصل خط آرامی به وجود آمده است . نبطيان قومی از نژاد عرب بودند كه در نبطيه زندگی می كردند، از حدود 500 سال پيش از ميلاد گونه ای از خط و زبان آرامی درميان ايشان رايج بود، خط كوفی (در كوفه و حيره) از اين خط اقتباس شده است و یک نوع فونت از خط عربی نبطی می باشد.
خط کوفی و نبطی هر دو از اوایل اسلام معمول بوده ، کوفی را برای کتابت قرآن و امثال آن بکار میبردند و بیشتر کاربردی تزئینی داشته . و خط عربی نبطی در مکاتبات رسمی استعمال میشد .
عرب غیر از خط عربی نبطی دارای خط دیگری بوده که بیشتر در نیمه جنوبی جزیره العرب ویمن استعمال میشده . این خط اولین خط نوشتاری جهان بوده و کهن تر از خط فینیقی (فونتیک کنعانی) می باشد .کتیبه ها و سنگ نبشته ها و گل نوشته های بسیاری از این خط در منطقه نجد عربستان سعودی و یمن و عمان و مکه و مدینه یافت شده که نشان از غنای فرهنگی و سوادی مردم آن زمان دارد . بعدها با فراگیر شدن خط عربی نبطی ، کم کم خط کهن عربی از رونق افتاد و خط عربی نبطی جایگزین آن شد .
لازم به ذکر است که كهن ترين متن تاريخ دار فارسي به خط عربي اگر جعلی نباشد مربوط به اواخر قرن پنجم هجري یا قرن ششم هجری است .
● اهداف شرقشناسی «اسرائیلی» و راههای رویارویی
اهداف شرقشناسی «اسرائیلی»، مابین اهداف مذهبی، سیاسی و تاریخی در نوسان است. اما با توجه به ارتباط شرقشناسی با «اسرائیلی» به عنوان یك موجودیت سیاسی، اكثر اهداف این نوع از شرقشناسی صرفاً سیاسی و تمام آنها در راستای حمایت از حضور «اسرائیلی» در منطقه بوده است. این اهداف را میتوان در موارد ذیل خلاصه كرد:
۱) تحریف و تشكیك در منابع اساسی اسلام
این هدف از جمله اهداف مشترك میان شرقشناسی یهودی، صهیونیستی، «اسرائیلی» و غربی به شمار میآید. تمام این مدارس یا مراحل شرقشناسانه تلاش كردند تا جای ممكن منابع اصلی و اساسی اسلام (قرآن كریم، حدیث نبوی) را برای ایجاد شك و شبهه در مصداقیت و صحت آنها تحریف كنند و موفقیت در این امر برای آنها به معنای موفقیت در غلبه بر دین اسلام است. درخصوص شرقشناسی «اسرائیلی»، این نوع از شرقشناسی به تلاش جهت تحریف قرآن كریم و ایجاد شك و شبهه در منابع آن روی آورد و مهمترین شیوه آن تهیه و تدوین ترجمههای عبری «تحریف شده» و «غیر امین در ترجمه» از معانی قرآن كریم و افزودن حواشی و پانوشتها و تفسیرهایی به آن بود تا به ذهن خواننده اینگونه تداعی كند كه منابع قرآن، منابع یهودی، مسیحی و بتپرستانه بوده است.
۲) نگارش مجدد تاریخ جهان عرب برای توجیه موجودیت یهود در فلسطین
شرقشناسی «اسرائیلی» تلاشهای علمی بسیاری كرد تا تاریخ جهان عرب به طور عام و فلسطین و شهر قدس را به طور خاص تغییر دهد و بازنویسی كند و بدینوسیله حضور و موجودیت یهود را در فلسطین اثبات و بر این نكته تأكید كند كه این كشور و شهر قدس مركز دینی و سیاسی یهود در طول تاریخ آنها بوده است و برای تحقق این هدف پژوهشهای شرقشناسانه «اسرائیلی» اقدام به تفسیر مجدد حوادث تاریخ قدیم و میانه و نوین نمودند به شكلی كه دروغین بودن حوادث و تحریف حقایق آن كاملاً آشكار و عیان است. (۲۹)
۳) تحریف تصویر جوامع عربی
پژوهشهای شرقشناسانه «اسرائیلی» توجه خویش را بر تحلیل و بررسی شخصیتها و جوامع عربی متمركز كردند تا برنامهها و طرحهای علمی لازم را جهت غلبه بر خصوصیات مثبت و بیان خصوصیات منفی آنها و معرفی جوامع عربی به جهانیان به منزله جوامعی عقبمانده، افراطی و صحرانشین و بیابانگرد- كه هیچ ریشهای در منطقه ندارند- وضع نمایند و بدینوسیله به هدف اصلی جنبش صهیونیسم و «اسرائیلی» دست یابند كه در استفاده از دیباچههای علمی و آكادمیك برای ترویج این شعار صهیونیستی كه عنوان میكند، «اعراب هیچ حقی در هیچ چیز ندارند» و فلسطین «سرزمین بدون ملت برای ملت بدون سرزمین است»، نمود پیدا میكند.
۴) ارائه خدمات علمی برای طرف «اسرائیلی» در اداره مسائل نزاع اعراب با «اسرائیل»
مسأله نزاع اعراب با «اسرائیل»، محور اساسی پژوهشها و تحقیقات شرقشناسانه «اسرائیلی» را تشكیل میدهد، چون همانگونه كه گفتیم شرقشناسی بعد علمی جنبشهای استعماری به شمار میآید و «اسرائیل» چیزی نیست، جز شكل جدیدی از اشكال استعمار قدیم اروپا. به همین دلیل، شرقشناسی برای «اسرائیل» سوپاپ اطمینان استراتژی و سیاست این كشور را تشكیل میدهد كه نمیتوان از آن چشم پوشید. با توجه به اینكه تحقیقات و پژوهشهای علمی و آكادمیكی بسیاری در اختیار تصمیمگیرندگان بلندپایه «اسرائیلی» پیرامون مسائل مختلف مربوط به نزاع اعراب با «اسرائیل» قرار دارد و این جدای از اطلاعات فراوانی است كه پیرامون تمام امور مسائل عربی و اسلامی به سران و رهبران كشور ارائه داده است، این امر نشان میدهد این حوزه فواید بسیاری برای سران «اسرائیلی» داشته و آنها را به خوبی با كشورهای عربی و اسلامی آشنا كرده است. به همین دلیل عجیب نیست، اگر به دستاوردهای علمی شرقشناسی «اسرائیل» به عنوان دستاوردهای قومی، امنیتی و استراتژیك نگریسته شود. به عنوان مثال ملاحظه میكنیم، برخی تألیفات حافا لاتسروس، یكی از شرقشناسان «اسرائیلی» را وزارت دفاع «اسرائیل» چاپ و منتشر میكند، از جمله كتاب اسلام: خطوط عریض در سال ۱۹۸۰ و احادیث دیگری از اسلام در سال ۱۹۸۵. نویسنده: احمد - صلاح بهنسی
<< اردن >>
.jpg)
تاریخ اردن به 7000 سال قبل بر میگردد . خواستگاه آنها قبل از این دوران جنوب حجاز است که بیش از 7 هزار سال قبل به شمال حجاز رفته اند . در این جا شما را با یکی از شهر های کهن اردن که نیمی از آن با سنگ بنا شده و نیمی دیگر درون سنگ کنده شده و در بین عجایب هفت گانه جهان رتبه دوم را به دست آورده ، آشنا میکنم :
آورده اند که ان زمان که حضرت موسی از صحرای بی اب و علف " اراباح" در جنوب غربی اردن می گذشت از گرمای سوزان خورشید و روزهای متوالی پیاده راه پیمودن از پای در امده و تشنگی بر او غلبه کرد .
موسی به هر سوی از بیابان سوزان چشم می انداخت تا شاید نشانی از اب بیابد و سایه بانی برای استراحت بجوید که... ناگه از دور تخته سنگ عظیم گنبدی شکلی را دید که به رنگ سفید بود و در زیر تابش انوار افتاب به سان الماس می درخشید . موسی (ع) به ان سو رفت و چون به پای صخره سفید رسید با عصایی که به دست داشت بر پیکر سنگ کوفت . در ان لحظه سنگ شکاف پیدا کرد و اب زلال از دل ان به بیرون جریان یافت . موسی از ان اب گوارا نوشید و چون چندی در سایه تخته سنگ ارمید و جانی دوباره یافت و در پی ماموریت الهی خویش روان شد .
اما ان اب از جریان باز نایستاد و همچنان جوشید و جاری شد تا چشمه امید دیگران باشد و دلیلی برای به وجود امدن تمدنی شگفت انگیز * موسوم به تمدن "پترا " در همان صحرا که بعدها به " وادی موسی " شهرت یافت و چشمه اش با سادگی بسیار و جذابیتی روحانی زیارتگاه معتقدان و زایران شد .
با گذشتن از کنار این چشمه و با پیشروی در وادی موسی است که میتوان قدم به خطه ای نهاد که از دیدنی ترین جاهای خاور میانه و یکی از شگفت انگیز ترین اثار به جای مانده از تمدنهای باستانی عرب ها است ; تمدنی به نام " مملکت العربیه الانباط " –
جاده ای که به شهر کهن سلع ختم می شود از میان یک بیابان خشک می گذرد . این بیابان در روزگار باستان پوششی از درختان بلوط داشته و سر تا سر ان جنگل بلوط بوده است راه دسترسی به سلع (پترا) یک دره سنگی عمیق است ; دره ای تنگ و باریک به نام «ضميق» ياتنگه به طول تقریبی 3000متر و عمق 100 متر که پهنای ان در بیشتر نقاط از 3 متر تجاوز نمی کند ! دره ای بس کم نور و هراس انگیز با پیچهای ناگهانی و تند . با گذشتن از پیچ و خمهای این گذر گاه سر به فلک کشیده که خود از عجایب طبیعت است به نا گاه نمایی از یک کوهستان خاموش در برابر دیدگان ظاهر می شود . از شیب کوهستان که سرازیر شویم خود را محوطه ای شبیه به کره ماه می بینیم . برهوت ... با شکوه... با گستره ای پهناور و پر از برامدگیها و برجستگیها و ماسه و سنگهای زرد و کمرنگ . همچنان که پیش می رویم سنگهای زرد و سفید به تدریج جای خود را به ماسه سنگهای سرخ رنگ می دهند . رنگ اصلی بیشتر سنگهای این منطقه به رنگ سرخ است . سرانجام به فرو رفتگی عظیمی می رسیم که پیرامون ان را کوههای سنگی و صخره های بزرگ احاطه کرده اند . به هر سو که بنگریم منظره ای از سنگهای شیار خورده و حفره های کوچک و بزرگ در دل صخره ها می بینیم . كتيبههاي باستاني حكاكي شده و صدها ساختمان، آرامگاه،سالن و تالارهاي تدفين مردگان، معابد،پرستشگاهها و تخته سنگهاي كنده كاري شدهاز دورانهاي کهن وجود دارد.هنگام طلوع و غروب آفتاب، سنگهاي قرمزشهر پترا با تغيير رنگ مناظر زيبايي را به وجودميآورند.در ارتفاعات جبل هارون، آرامگاه هارون برادر حضرت موسي، قرار دارد. آمفي تئاتري با گنجايش سه هزار نفردر بخش ديگر شهر واقع است اما شگفت اور تر از همه قصر ها و معبد های با شکوهی است که معماران باستانی عرب بر سطح صخره ها و در دل کوهها پدید اورده اند ، با دیدن این عظمت و شکوه این شهر کهن قلبتون تند و تنتر میزنه . خوش آمدید اینجا پترا است ; نامی که از کلمه یونانی " پترس " به معنی " سنگ " بر گرفته شده است خانه های این شهر مجلل سنگی را معمارها و سنگتراشهای عرب دوره باستان در دل سنگهای زیبا صورتی رنگ به قدری استادانه و هنرمندانه دراورده بودند که حتی امروزه پس از سپری شدن بیش از 2400سال از ساخته شدن انها همچنان چشم اندازی با شکوه و خیره کننده دارند ( البته تاریخ ساخت این بناء بدرستی معلوم نیست اما محققان تاریخ ساخت انرا بین 2300 تا 3 هزار سال میدانند ) . بی شک منظره ای گیرا تر از سلع (پترا) نیست . هر یک از اطاق ها و سر ستونها در ترکیب رنگهای قرمز و سیاه و سفید و زرد یک اثر هنر کامل است . پترا با مساحت 45 کیلو متر مربع بیش از 500 اثر بزرگ تاریخی در خود دارد که با دست هنرمند عرب و توسط معمارهای عرب باستانی که حجار هم بوده اند ساخته شده است . اكنون باستان شناسان با تحقيق و بررسيتوانستهاند كه از اين شهر سنگي انواع و اقسام وسايل زندگي و مجسمههاي مربوط به دوران قبل از ميلاد را بيابند . قصرالبنت در شهر سلع از مكانهايي است که با دیدن آن عظمت و شکوه ، لزره بر اندام هر بیننده ای می افتد . عرب های نبطی با ساخت زیبا ترین شهر جهان در آن دوران ، بزرگترينجامعههاي شهري دوران باستاني را به وجود آورده ند.
سلع شهری تاریخی با مساحت 45 کیلو متر مربع و بیش از 500 اثر بزرگ تاریخی در کشور پادشاهی اردن. این شهر باستانی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر عّمان پایتخت اردن ودر غرب راه اصلی بین شهر عّمان وشهر عقبه واقع شدهاست. که به صورت یک تراس دور تا دور وادی موسی کشیده شده و پایتخت پادشاهی عرب در ناباتینز بوده. این شهر دارای تونلهای معروف آب وشبکه های آب رسانی که تا خانه ها کشیده شده و سنگهای حجاری شده است. شهری متکامل که تمام مرافق آن در کوه و تخته سنگهای به رنگ (وردی) (صورتى) نحت شدهاست. از اینجاست که نام این شهر زیبا را رومان ها بعد از اشغال این شهر البتراء نام نهادند. وکلمه (البتراء) به زبان یونانی یعنی سنگ است وچون این شهر باستانی تماماً در سنگ حفرشدهاست آنرا پترا نامیدهاند. همچنین این شهر تاریخی وزبیا بنام ( المدینة الوردیة ) و همچنین الرقیم نیز نامیده شدهاست. نام قدیم این شهر سلع بود، یعنی سنگ رومان نامش را به زبان خودشان ترجمه نمودهاند پـَترا .
*شهر کهن سلع (پترا) در عهد شاه غسانى حارث سوم ازدهار یافتهاست
حدود قرن ششم قبل از ميلاد تجار عرب نبطي در دل صحرا ميان بحر الميت و خليج عقبه ، تمدني بنا نهادند که مرزهايش تا سوريه کشيده شده بود . نبطیان شهر سلع را مرکز حکومت خویش قرار دادند ( البته تاریخ ساخت این بناء بدرستی معلوم نیست اما محققان تاریخ ساخت انرا بین 2300 تا 3 هزار سال میدانند ) . این شهر تاریخی وزیبا توسط مملکت انباط بنیانگذار ی شدهاست. و شهر پترا پایتخت مملکت خود قرار داده بودند، مملکت العربیه الانباط تا سال ۱۰۶ میلادی ادامه داشتهاست وشهر سلع یکی از مهمترین شهرهای این مملکت بودهاست.
نام دیگر شهر سلع ، الرقیم است و برخی مورخین نبطیان را همان اصحاب کهف می دانند .
حدود مملکت انباط از ساحل شهر عسقلان در غرب فلسطین و در امتداد صحراء بلاد الشام در سمت مشرق منتهی میشدهاست. شهر البتراء (سلع) حلقهٔ وصل بین حضارت بلاد بینالنهرین عراق وبلاد شام و جنوب شبهجزیره عربستان و مکه و یثرب و مصر بودهاست. این شهر که پایتخت مملکت انباط بوده نوانستهاست کنترول وزمام راههای تجارتی مناطق اطراف خود بدست گیرد، کاروانهای تجارتی از جنوب جزیره عرب و غزه و عسقلان و صور و دمشق از راه البتراء (سلع) پایتخت مملکت انباط میگذشتهاند و این شهر زیبا از رونق خاصی برخوردار بودهاند.
پایان حکومت انباط و خرابی پایتخت زیبایش شهر پترا بدست رومان در سال ۱۰۵ میلادی بودهاست، قشون رومان که در توحش و غارت گری و تجاوز دست کمی از نیزه به دستان هخامنشی نداشتند ، در سال ۱۰۵ میلادی با فرماندهی «كورنليوسپالما» که قبلا سوریه را اشغال کرده بود بهشهر پترا پايتخت«مملکت انباط»يورشبردهو مملکت انباط را محاصره میکنند وآب را به روی ساکنان شهر میبندند .
حاکم نبطي خطاب به دمتريوس رومی در حين حمله وي به پترا گفت:"چه از جان ما مي خواهي ، چرا با ما مي جنگي ؟با ما که مساکنمان در کوير است . نه آب داريم نه غله ، نه شراب و نه چيز ديگر ، ما بدين جاها که فاقد چيزهاي ضروري زندگانيست آمده ايم تا برده نشويم ...از تو و پدرت مي خواهم بي عدالتي نسبت به ما روا مداريد "
ولی سرانجام بعد از مدتی سردار تراژان رومي آن شهر زیبا را وحشیانه اشغال میکنند و به حکومت انباط خاتمه میدهند. و آنجا را بهسرزمينهايتحتسلطهرومضميمهكرد و اينسرزمينرا ايالتعربيرومناميد. رومی ها حجاران و معماران و هنرمندان ماهر عرب این سرزمین را به اسیری و بردگی بردند و از آنها در ساخت مراکز حکومتی در اردن و سوریه و حتی سرزمین خودشان استفاده کردند .
در سال ۶۳۶ میلادی عربها توانستند با قیام خود شهر سلع را از نفود رومانها آزاد سازند. ساکنان سلع پس از آزادی به کشاورزی اشتغال ورزیدند. اما زلزلهای که درسالهای ۷۴۶ و ۷۴۸ به این شهر زیبا وارد آمد، باعث شود که این شهر متروکه شود. آثار این شهر باستانی همچون گوهری گرانبها در دنیا میدرخشد و یادگاری از دوران مملکت العربیه النباط بجا ماندهاست که بسیار تماشایی است.
در اینجا تصاویری از تمدن مملکت عربیه الانباط می گزارم تا با گوشه ای از تمدن عرب کهن و نجاد نیک سام آشنا شوید . دیدن تک تک این تصاویر زیبا را به شما توصیه میکنم ...( اگر تصویری باز نشد بر روی آن کلیک راست کنید و sho picture را بزنید )
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()







عمان با تاریخی 14 هزار ساله
تاریخ عمان به دوران بسیار دور بر میگردد. به گفته باستانشناسان تاریخ عمان به هزاره دوازهم قبل از میلاد بر میگردد. در آن دوران عمان تازه از عصر جلیدی خارج شده بود. درآن دوران عمان سرزمینی سرسبز وحاصلخیز وپربار در برداشت. در نتیجه حفریات و کنجکاوی در مناطق مختلف اثری وقبرستانهای ولایت بریمی در منطقه ظاهره و ولایت ابراء در منطقه شرقی و محوت در منطقه وسطی و نزوی در منطقه داخلیه ودیگر مناطق سلطنت عمان و مخصوصاً مناطق ساحلی. از این حفریات پیدا میشود که عمان درآن دوران علاقات تجارتی گستردهای در مابین هند وبلاد بین النهرین داشتهاست واین علاقات تجارتی متین بودهاست.

عمان درهزاره سوم قبل از میلاد
در هزاره سوم قبل از میلاد عمان به نام «مجان» مشهور بودهاست . عمان در آن دوران کهن با سومریان روابط تجاری تنگاتنگی داشت . حسب دلاله گویش سومریان که به سازش کشتی ومعادن مس میگفتند. نوعی کشتی در عمان وجود دارد که بنام «مجان» معروف است. همچنین مس یکی از کالاهای تجارتی اصلی عمان بوده که با کشتیهای «مجان» بارکشی میشدهاست. در پی کنجاوی وحفریات در طول وعرض کشور عمان آثار معادن مس پیدا شدهاست، در حال حاضر هم مس یکی از اقتصاد اصلی کشور عمان به شما میآید، بعد از اینکه این معدنها بازسازی شدهاست از جانب دولت، ویکی از معدنها مهم کشور معدن مس صحار است. تاریخ عمان نشان میدهد که عرب از بدء وجودشان در عمان ساکن شدهاند، تمدن کهن عاد در (کثبان رملی) وتلماسههایی که بین عمان و حضرموت قرار دارد وجود داشت. ( در پست های بعدی در مورد تمدنهای کهن عاد ، هود و لوط بحث خواهد شد )
همچنین گفته اند که نام عمان از نام عمان پسر سبأ پسر یغثان دختر ابراهیم گرفته شده است .
در عمان چند هزار قلعه و حصون و برج های مراقبت تاریخی وجود دارد که هرکدام یک داستانی را روایت میکند...
آبیاری در عمان شهرت فراوانی دارد ودر حال حاضر صدها رشته قنات کهن در کشور عمان وجود دارد وبنام «اَلفَلجَ» معروف است وجمع آن «الأفلاج» گویند. همچنین رشته دیگری از قنات نیز در عمان وجود دارد که بنام «داوودی» مشهور است. «قنات داوودی» از ابتکار نبی الله داوود است، بنا براین بانام (داوودی) نامگذاری شدهاست
عمانیها در طول تاریخشان به تجارت مشهور بودند وکشتیهای باری متعددی داشتهاند وتا نقاطی دور دست وحتی چین وشرق افریقا رسیده بودند. در آن دوران صحار یکی از بنادر مهم تجارتی عمان بود وکشتیهای تجارتی از این بندر مهم به سواحل افریقا و مدغشقر وشرق اقصی رسیده بودند.
عمان و بنی ازد
در اواخر قرن سوم و اوائل قرن دوم قبل از میلاد سد مأرب در مملکت سبا ویران میشود، با ویران شدن سد یک شورش اجتماعی واقتصادی برپا میشود وتمام مردم سبأ به مناطق اطراف پراکنده میشوند، وپس از ویرانی وانحطاط سد مأرب ، قبیله بزرگ بنی ازد به عمان مهاجرت میکنند. در این کوچ بزرگ قبیله بنی ازد به سرپرستی بزرگ قوم مالک بن فهم الأزدی وارد عمان میشوند. بعد از مدتی وپس از استقرار در عمان بنی ازد دست به یک نبرد مسلحانه با دیگر اقوام بینگانهای که در عمان وجود داشتند میزند ودر مدت کوتاهی بنی ازد میتواند تمام بیگانگان از عمان خارج نماید واستقرار وامنیت در عمان برقرار نماید واولین مملکت عربی در عمان بنیادگذاری کند. تاریخ نویسان عرب چنین مینویسند که بنی ازد پادشاهان کوه وصحراء بودند. این دودمان از پادشاهان بنام «آلجلندی» معروف بودند. سلسله پادشاهان آلجلندی در طول تاریخ عمان مشهور بودهاند.
تصاویری بسیار زیبا از عمان که حیفم اومد نزارم :















<< يمن >>
سرزمين يمن جنوب شبه جزیره عربی بوده و از نظر طبيعي، به پنج منطقه تقسيم ميشود: كوهستاني، جلگهاي، ساحلي، صحرايي و جزاير. .يمن در تورات به عربستان سفيد موسوم است و سوره سبا قران اشاره به يمن دارد
شهرهاي مهم يمن پس از صنعا، عبارتند از:
بندرعدن، مارب، صعده، شبوه، ذمار، تعز، الحوطه، المحويت، إب، بندر مكلا، بندر حديده و سيئون. اكثر مناطق و شهرهاي يمن داراي قدمت تاريخي بوده و ظرفيت بالايي از نظر باستانشناسي و سياحتي دارند.
مردم يمن از اقوام سامي و عرب قحطاني هستند و عرب قحطاني مادر و ريشه اعراب محسوب ميشود. جمعيت يمن بالای بيست ميليون نفر برآورد شده است.
سرزمين يمن مهد تمدن سامي يا عرب نخستين است و سومريها، بابليها ، آشوری ها و مصريان قديم از آن مدد جسته و مظاهر آن تمدن را به ايران ، يونان و روم انتقال دادند. خاورشناس معروف آلماني موريتز معتقد است كه خط حروفي نخستين بار در يمن مشاهده شد و بر خلاف آنچه بنام سامی های فينيقي ثبت شده است، مخترعين خط؛ يمنيها بودهاند و فينيقيهای (کنعانی ها) بناي كتابت خود را بر بنيان كتابت عربي يمن نهادند.
بيشك يمن، يكي از مهمترين و بزرگترين مراكز نسخ خطي در جهان اسلام ميباشد . تعداد نسخههاي خطي يمن تا يك ميليون نسخه برآورد شده است
اين سرزمين خوب كه گياهش با اذن پروردگار ميرويد (و للبلد الطيب يخرج نباته باذن ربه) پيش از اسلام مهد دولتها و تمدن های بزرگی بزرگي چون عماليق، عاد، ثمود، معين، سبأ و حمير بوده و پس از اسلام، مردمان آن اولين ياوران شريعت نبوي بودهاند. از افتخارات ديگر اين مرز و بوم، پناهآوردن شيعيان و علويان بدانجا بوده است.
.
اماكن تاريخي و توريستي
الجامع الكبير واقع در صنعاي قديم: در سال شش هجري تأسيس شده و سومين مسجد قديمي اسلام محسوب ميشود. (1380 سال قبل)
كشف بيش از ۴ هزار صفحه قرآن در محراب مسجد صنعا
به تازگى قرآنى با خطوط كوفى و حجازى و بدون نقطه كه قدمت آن به قرن ششم هجرى بازمى گردد در محراب مسجد تاريخى صنعا كشف شده است. به گزارش مهر باستان شناسان يمنى ۴ هزار و ۵۰۰ صفحه از برگهاى قرآنى را كشف كردند كه خطوط آن كوفى و حجازى بدون نقطه بوده اند.اين دستنوشته هاى قرآنى در پى ترميم و بازسازى مسجد بزرگ و قديمى صنعا در يمن كشف شدند. اين قرآن نادر از بخشهاى تزئين شده و گچبرى محراب غربى مسجد به دست آمد. اين مسجد يكى از قديمى ترين مساجدى است كه در سال ششم هجرى به دستور حضرت محمد (ص) ساخته شد و اينك به عنوان يكى از آثار باستانى اسلامى برجسته جهان اسلام به شمار مى رود.
مسجد امام علي (ع): مسجدي است كه امام علي (ع) در آنجا نماز گزارده و در نزد يمنيها داراي قداست خاصي است.
قلعه: داراي ساختمانهاي قديمي است كه زماني بخشي از قصر معروف غمدان بوده است (واقع در شهر صنعاي قديم).
مسجد المتوكل كه از زيباترين مساجد است و در نزديكي قلعه قرار دارد.
دارالحجر: معروفترين كاخ سنگي كه در وادي الظهر در نزديكي صنعا قرار دارد.
موزه ملي: يكي از مهمترين موزههاي يمن كه آثار مهم فرهنگي و تاريخي دارد.
شهر کهن صنعا: داراي دو بخش کهن و جديد است. بناي بخش قديمي آنرا به سام پسر نوح پيامبر نسبت دادهاند و داراي قدمتي بیش از 4000 سال ميباشد.
(در حال حاضر كشورهاي سوئيس، هلند، ايتاليا، سوئد و سازمان يونسكو در بازسازي آن همكاري دارند).
اعراب از دوران کهن خانه هایشان را 8 طبقه و شهرهایشان از نمنه های شهرهای مهندسی است
شهر مأرب و سد مأرب: مشهورترين شهر باستاني دنياست كه زماني پايتخت بلقيس ملكه سباء و ديگر حكمرانان يمني بوده و به ارض الجنتين معروف است. سد قديمي مأرب نيز از بناياي تاريخي يمن است كه در اين منطقه قرار دارد. سد مارب در ۲۶۷۰ سال قبل بین دو کوه بلق الایمن و بلق الایسر در عهد عبدالشمس موسی بنا شده . طول این سد 244 متر، عرض آن 18.3 متر و ارتفاع آن 72 متر بود . برای این سد قنات ها و شبکه های آبیاری حفر شده که مساحت آن 72 کیلومتر مربع است .
عرش بلقيس: در شهر مأرب قرار دارد كه بقاياي معبدي به نام برآن ميباشد و از آثار باستاني ديگر محلي به نام معبد الشمس ميباشد.
شهر باستاني صرواح، كه در غرب شهر مأرب قرار دارد و داراي تمدن قديمي و كهني است که بسیار دیدنی است .
شهر کهن شبام، در 30 كيلومتري شمال غربي صنعا است و پيش از شروع عصر کهن سبا بنا نهاده شده، که با ديوارهاي مستحکمي محصور شده، يکي از قديمي ترين و بهترين نمونه هاي شهرسازي بوده که منطبق بر اصول برج سازي بنا شده است. به دليل ساختار برج مانند آن که از ميان صخره اي پديدار مي شود، اين شهر به "مانهتن صحرا" معروف شده است
داراي مسجدي است كه قدمت آن بالای 1000 سال است.
بندر عدن به علت موقعيت ويژه جغرافيايياش مورد توجه بوده و داراي آثار تاريخي مهمي است كه از آن جمله قلعه صيره، مسجد شيعيان و مناره عدن است.
باستان شناسان و تاریخ نگاران محقق دریافته اند که «قصر صرواح» که در یمن است همان قصر سلیمان بوده و «قصر قشیب» نیز که در یمن است قصر بلقیس بوده است و شواهد تاریخی و باستان شناسی این نظر را تایید می کند .




فقط نظر یادتون نره....!
( یمن- تاریخ یمن - تاریخ باستان - آثار کهن اعراب - تمدن کهن اعراب - بزرگترین تمدن جهان - تخت بلقیس - تخت سلیمان - سد مارب آثار باستانی اعراب - تاریخ اعراب - تاریخ شبه جزیره عربی - باستان شناسی یمن - سلطنت سبا - سلطنت معین - اعراب باستان )
متأسفانه تو ایران هیچ تاریخ صحیحی در مورد اعراب و کلا" نژاد سامی نوشته نمیشه .....
مخلص شما ، حسام
یا علی