تبليغاتX
تاریخ باشکوه عرب باستان و نجاد نیک سام
گزری بر تاریخ باشکوه و درخشان عرب باستان قبل از اسلام و بعد از اسلام
سلام

به علت امتحانهای ترمم  متاسفانه مدتی نتونستم که درخدمت شما عزیزان باشم ....
الان هم که  امتحانام تموم شدن مشکل دسترسی به اینترنت پیدا کردم ....
انشالله خدمت خواهم رسید....
یا حق

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 13:5  توسط ahwazi  | 

                                                      

                                                     << اردن >>

                               

 

تاریخ اردن به 7000 سال قبل بر میگردد . خواستگاه آنها قبل از این دوران جنوب حجاز است که بیش از 7 هزار سال قبل به شمال حجاز رفته اند . در این جا شما را با یکی از شهر های کهن اردن که نیمی از آن با سنگ بنا شده و نیمی دیگر درون سنگ کنده شده و در بین عجایب هفت گانه جهان رتبه دوم را به دست آورده ، آشنا میکنم :

 آورده اند که ان زمان که حضرت موسی از صحرای بی اب و علف " اراباح" در جنوب غربی اردن می گذشت از گرمای سوزان خورشید و روزهای متوالی پیاده راه پیمودن از پای در امده و تشنگی بر او غلبه کرد .
موسی به هر سوی از بیابان سوزان چشم می انداخت تا شاید نشانی از اب بیابد و سایه بانی برای استراحت بجوید که... ناگه از دور تخته سنگ عظیم گنبدی شکلی را دید که به رنگ سفید بود و در زیر تابش انوار افتاب به سان الماس می درخشید . موسی (ع) به ان سو رفت و چون به پای صخره سفید رسید با عصایی که به دست داشت بر پیکر سنگ کوفت . در ان لحظه سنگ شکاف پیدا کرد و اب زلال از دل ان به بیرون جریان یافت . موسی از ان اب گوارا نوشید و چون چندی در سایه تخته سنگ ارمید و جانی دوباره یافت و در پی ماموریت الهی خویش روان شد .
اما ان اب از جریان باز نایستاد و همچنان جوشید و جاری شد تا چشمه امید دیگران باشد و دلیلی برای به وجود امدن تمدنی شگفت انگیز * موسوم به تمدن "پترا " در همان صحرا که بعدها به " وادی موسی " شهرت یافت و چشمه اش با سادگی بسیار و جذابیتی روحانی زیارتگاه معتقدان و زایران شد .
با گذشتن از کنار این چشمه و
 
با پیشروی در وادی موسی است که میتوان قدم به خطه ای نهاد که از دیدنی ترین جاهای خاور میانه و یکی از شگفت انگیز ترین اثار به جای مانده از تمدنهای باستانی عرب ها است ; تمدنی به نام " مملکت العربیه الانباط " –

جاده ای که به شهر کهن سلع ختم می شود از میان یک بیابان خشک می گذرد . این بیابان در روزگار باستان پوششی از درختان بلوط داشته و سر تا سر ان جنگل بلوط بوده است راه دسترسی به سلع (پترا) یک دره سنگی عمیق است ; دره ای تنگ و باریک به‌ نام‌ «ضميق‌» ياتنگه‌  به طول تقریبی 3000متر و عمق 100 متر که پهنای ان در بیشتر نقاط از 3 متر تجاوز نمی کند ! دره ای بس کم نور و هراس انگیز با پیچهای ناگهانی و تند . با گذشتن از پیچ و خمهای این گذر گاه سر به فلک کشیده که خود از عجایب طبیعت است به نا گاه نمایی از یک کوهستان خاموش در برابر دیدگان ظاهر می شود . از شیب کوهستان که سرازیر شویم خود را محوطه ای شبیه به کره ماه می بینیم . برهوت ... با شکوه... با گستره ای پهناور و پر از برامدگیها و برجستگیها و ماسه و سنگهای زرد و کمرنگ . همچنان که پیش می رویم  سنگهای زرد و سفید به تدریج جای خود را به ماسه سنگهای سرخ رنگ می دهند . رنگ اصلی بیشتر سنگهای این منطقه به رنگ سرخ است . سرانجام به فرو رفتگی عظیمی می رسیم که پیرامون ان را کوههای سنگی و صخره های بزرگ احاطه کرده اند . به هر سو که بنگریم منظره ای از سنگهای شیار خورده و حفره های کوچک و بزرگ در دل صخره ها می بینیم . كتيبه‌هاي ‌باستاني‌ حكاكي‌ شده‌ و صدها ساختمان‌، آرامگاه‌،سالن‌ و تالارهاي‌ تدفين‌ مردگان‌، معابد،پرستش‌گاه‌ها و تخته‌ سنگ‌هاي‌ كنده‌ كاري‌ شده‌از دوران‌هاي‌ کهن‌ وجود دارد.هنگام‌ طلوع‌ و غروب‌ آفتاب‌، سنگ‌هاي‌ قرمزشهر پترا با تغيير رنگ‌ مناظر زيبايي‌ را به‌ وجودمي‌آورند.در ارتفاعات‌ جبل‌ هارون‌، آرامگاه‌ هارون ‌برادر حضرت‌ موسي‌، قرار دارد. آمفي‌ تئاتري‌ با گنجايش‌ سه‌ هزار نفردر بخش‌ ديگر شهر واقع‌ است‌ اما شگفت اور تر از همه قصر ها و معبد های با شکوهی است که معماران باستانی عرب بر سطح صخره ها و در دل کوهها پدید اورده اند ، با دیدن این عظمت و شکوه این شهر کهن قلبتون تند و تنتر میزنه . خوش آمدید اینجا پترا است ; نامی که از کلمه یونانی  " پترس " به معنی " سنگ " بر گرفته شده است خانه های این شهر مجلل سنگی را معمارها و سنگتراشهای عرب دوره باستان  در دل سنگهای زیبا صورتی رنگ به قدری استادانه و هنرمندانه دراورده بودند که حتی امروزه پس از سپری شدن بیش از 2400سال از ساخته شدن انها  همچنان چشم اندازی با شکوه و خیره کننده دارند ( البته تاریخ ساخت این بناء بدرستی معلوم نیست اما محققان تاریخ ساخت انرا بین 2300 تا 3 هزار سال میدانند ) . بی شک منظره ای گیرا تر از سلع (پترا) نیست . هر یک از اطاق ها و سر ستونها  در ترکیب رنگهای قرمز و سیاه و سفید و زرد یک اثر هنر کامل است . پترا با مساحت 45 کیلو متر مربع  بیش از 500 اثر بزرگ تاریخی در خود دارد که با دست هنرمند عرب و توسط معمارهای عرب باستانی که حجار هم بوده اند ساخته شده است . اكنون‌ باستان‌ شناسان‌ با تحقيق‌ و بررسي‌توانسته‌اند كه‌ از اين‌ شهر سنگي‌ انواع‌ و اقسام ‌وسايل‌ زندگي‌ و مجسمه‌هاي‌ مربوط به‌ دوران‌ قبل‌ از ميلاد را بيابند . قصرالبنت‌ در شهر سلع از مكان‌هايي‌ است‌ که با دیدن آن عظمت و شکوه ، لزره بر اندام هر بیننده ای می افتد .  عرب های نبطی با ساخت زیبا ترین شهر جهان در آن دوران ، بزرگ‌ترين‌جامعه‌هاي‌ شهري‌ دوران‌ باستاني‌ را به‌ وجود آورده ند.از سنگ نوشته های عرب باستان در اردن

سلع شهری تاریخی با مساحت 45 کیلو متر مربع و بیش از 500 اثر بزرگ تاریخی در کشور پادشاهی اردن. این شهر باستانی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر عّمان پایتخت اردن ودر غرب راه اصلی بین شهر عّمان وشهر عقبه واقع شده‌است. که به صورت یک تراس دور تا دور وادی موسی کشیده شده و پایتخت پادشاهی عرب در ناباتینز بوده. این شهر دارای تونل‌های معروف آب وشبکه های آب رسانی که تا خانه ها کشیده شده و سنگ‌های حجاری شده است. شهری متکامل که تمام مرافق آن در کوه و تخته سنگهای به رنگ (وردی) (صورتى) نحت شده‌است. از اینجاست که نام این شهر زیبا را رومان ها بعد از اشغال این شهر البتراء نام نهادند. وکلمه (البتراء) به زبان یونانی یعنی سنگ است وچون این شهر باستانی تماماً در سنگ حفرشده‌است آنرا پترا نامیده‌اند. همچنین این شهر تاریخی وزبیا بنام ( المدینة الوردیة ) و همچنین الرقیم  نیز نامیده شده‌است. نام قدیم این شهر سلع بود، یعنی سنگ رومان نامش را به زبان خودشان ترجمه نموده‌اند پـَترا .

 *شهر کهن سلع (پترا) در عهد شاه غسانى حارث سوم ازدهار یافته‌است

 

 

تاریخ بنای شهر کهن سلع

حدود قرن ششم قبل از ميلاد تجار عرب نبطي در دل صحرا ميان بحر الميت و خليج عقبه ، تمدني بنا نهادند که مرزهايش تا سوريه کشيده شده بود . نبطیان شهر سلع را مرکز حکومت خویش قرار دادند  ( البته تاریخ ساخت این بناء بدرستی معلوم نیست اما محققان تاریخ ساخت انرا بین 2300 تا 3 هزار سال میدانند ) . این شهر تاریخی وزیبا توسط مملکت انباط بنیانگذار ی شده‌است. و شهر پترا پایتخت مملکت خود قرار داده بودند، مملکت العربیه الانباط تا سال ۱۰۶ میلادی ادامه داشته‌است وشهر سلع یکی از مهم‌ترین شهرهای این مملکت بوده‌است.

نام دیگر شهر سلع ، الرقیم است و برخی مورخین نبطیان را همان اصحاب کهف می دانند .

خاستگاه نبطی ها جنوب شبه جزیره عربی است و ریشه آنها عرب اصل است آما عده اي از مورخان آنها را از عرب های قريش و نوادگان اسماعيل مي دانند و دليل آنها قرابت زياد در خط و اسامي و  آنها با قريش است

حدود مملکت العربیه الانباط

حدود مملکت انباط از ساحل شهر عسقلان در غرب فلسطین و در امتداد صحراء بلاد الشام در سمت مشرق منتهی می‌شده‌است. شهر البتراء (سلع)  حلقهٔ وصل بین حضارت بلاد بین‌النهرین عراق وبلاد شام و جنوب شبه‌جزیره عربستان  و مکه و یثرب و مصر بوده‌است. این شهر که پایتخت مملکت انباط بوده نوانسته‌است کنترول وزمام راه‌های تجارتی مناطق اطراف خود بدست گیرد، کاروانهای تجارتی از جنوب جزیره عرب و غزه و عسقلان و صور و دمشق از راه البتراء (سلع) پایتخت مملکت انباط می‌گذشته‌اند و این شهر زیبا از رونق خاصی برخوردار بوده‌اند.

پایان حکومت مملکت العربیه الانباط

پایان حکومت انباط و خرابی پایتخت زیبایش شهر پترا بدست رومان در سال ۱۰۵ میلادی بوده‌است، قشون رومان که در توحش و غارت گری و تجاوز دست کمی از نیزه به دستان هخامنشی نداشتند ، در سال ۱۰۵ میلادی با فرماندهی «كورنليوس‌پالما» که قبلا سوریه را اشغال کرده بود به‌شهر پترا پايتخت‌«مملکت انباط‌»يورش‌برده‌و مملکت انباط را محاصره می‌کنند وآب را به روی ساکنان شهر می‌بندند .

  حاکم نبطي  خطاب به دمتريوس رومی در حين حمله وي به پترا گفت:"چه از جان ما مي خواهي ، چرا با ما مي جنگي ؟با ما که مساکنمان در کوير است . نه آب داريم نه غله ، نه شراب و نه چيز ديگر ، ما بدين جاها که فاقد چيزهاي ضروري زندگانيست آمده ايم تا برده نشويم ...از تو و پدرت مي خواهم بي عدالتي نسبت به ما روا مداريد "
ولی سرانجام بعد از مدتی سردار تراژان رومي آن شهر زیبا را وحشیانه اشغال می‌کنند و به حکومت انباط خاتمه می‌دهند. و آنجا را به‌سرزمين‌هاي‌تحت‌سلطه‌روم‌ضميمه‌كرد و اين‌سرزمين‌را ايالت‌عربي‌روم‌ناميد. رومی ها حجاران و معماران و هنرمندان ماهر عرب این سرزمین را به اسیری و بردگی بردند و از آنها در ساخت مراکز حکومتی در اردن و سوریه و حتی سرزمین خودشان استفاده کردند .

آزادی سلع (الپتراء) از سلطه رومان ها

در سال ۶۳۶ میلادی عربها توانستند با قیام خود شهر سلع را از نفود رومان‌ها آزاد سازند. ساکنان سلع پس از آزادی به کشاورزی اشتغال ورزیدند. اما زلزله‌ای که درسالهای ۷۴۶ و ۷۴۸ به این شهر زیبا وارد آمد، باعث شود که این شهر متروکه شود. آثار این شهر باستانی همچون گوهری  گرانبها در دنیا می‌درخشد و یادگاری از دوران مملکت العربیه النباط بجا مانده‌است که بسیار تماشایی است.

در اینجا تصاویری از تمدن مملکت عربیه الانباط  می گزارم تا با گوشه ای از تمدن عرب کهن و نجاد نیک سام آشنا شوید .  دیدن تک تک این تصاویر زیبا را به شما توصیه میکنم ...( اگر تصویری باز نشد بر روی آن کلیک راست کنید و sho picture  را بزنید )

از آثار به جای مانده از مملکت انباط در شهر سلع    

الخزنه  در شهر کهن سلع                                          

شهر کهن سلع

شهر کهن سلعشهر کهن سلع

شهر کهن سلع

شهر کهن سلع

آمفی تئاتر 3 هزار نفره در شهر کهن سلع

شهر کهن سلعشهر کهن سلع

را های تجاری سلع با دیگر مناط شبه جزیره عربی

شهر کهن سلع

شهر کهن سلع

شهر سنگی سلع

مسیر ارتباطی سلع

شهر کهن سلع

شهر کهن سلع

دروازه ورودی شهر مهن سلع

  نظر خود را در مورد این گوشه از تاریخ عرب باستان را بنویسید ....

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:28  توسط ahwazi  | 

عمان با تاریخی 14 هزار ساله

 کشور عمان

تاریخ عمان به دوران بسیار دور بر می‌گردد. به گفته باستانشناسان تاریخ عمان به هزاره دوازهم قبل از میلاد بر می‌گردد. در آن دوران عمان تازه از عصر جلیدی خارج شده بود. درآن دوران عمان سرزمینی سرسبز وحاصلخیز وپربار در برداشت. در نتیجه حفریات و کنجکاوی در مناطق مختلف اثری وقبرستانهای ولایت بریمی در منطقه ظاهره و ولایت ابراء در منطقه شرقی و محوت در منطقه وسطی و نزوی در منطقه داخلیه ودیگر مناطق سلطنت عمان و مخصوصاً مناطق ساحلی. از این حفریات پیدا می‌شود که عمان درآن دوران علاقات تجارتی گسترده‌ای در مابین هند وبلاد بین النهرین داشته‌است واین علاقات تجارتی متین بوده‌است.

عمان

عمان درهزاره سوم قبل از میلاد

در هزاره سوم قبل از میلاد عمان به نام «مجان» مشهور بوده‌است . عمان در آن دوران کهن با سومریان روابط تجاری تنگاتنگی داشت . حسب دلاله گویش سومریان که به سازش کشتی ومعادن مس می‌گفتند. نوعی کشتی در عمان وجود دارد که بنام «مجان» معروف است. همچنین مس یکی از کالاهای تجارتی اصلی عمان بوده که با کشتی‌های «مجان» بارکشی می‌شده‌است. در پی کنجاوی وحفریات در طول وعرض کشور عمان آثار معادن مس پیدا شده‌است، در حال حاضر هم مس یکی از اقتصاد اصلی کشور عمان به شما می‌آید، بعد از اینکه این معدنها بازسازی شده‌است از جانب دولت، ویکی از معدنها مهم کشور معدن مس صحار است. تاریخ عمان نشان می‌دهد که عرب از بدء وجودشان در عمان ساکن شده‌اند، تمدن کهن عاد در (کثبان رملی) وتلماسههایی که بین عمان و حضرموت قرار دارد وجود داشت. ( در پست های بعدی در مورد تمدنهای کهن عاد ، هود و لوط بحث خواهد شد )

همچنین گفته اند که نام عمان از نام عمان پسر سبأ پسر یغثان دختر ابراهیم گرفته شده است .

در عمان چند هزار قلعه و حصون و برج های مراقبت تاریخی وجود دارد که هرکدام یک داستانی را روایت میکند...

آبیاری در عمان شهرت فراوانی دارد ودر حال حاضر صدها رشته قنات کهن در کشور عمان وجود دارد وبنام «اَلفَلجَ» معروف است وجمع آن «الأفلاج» گویند. همچنین رشته دیگری از قنات نیز در عمان وجود دارد که بنام «داوودی» مشهور است. «قنات داوودی» از ابتکار نبی الله داوود است، بنا براین بانام (داوودی) نامگذاری شده‌است

عمانیها در طول تاریخشان به تجارت مشهور بودند وکشتی‌های باری متعددی داشته‌اند وتا نقاطی دور دست وحتی چین وشرق افریقا رسیده بودند. در آن دوران صحار یکی از بنادر مهم تجارتی عمان بود وکشتی‌های تجارتی از این بندر مهم به سواحل افریقا و مدغشقر وشرق اقصی رسیده بودند.

 

عمان در دوران هخامنشی

در قرن ششم قبل از میلاد کوروش اشغالگر (۵۵۰ _ ۵۳۰ ق م)، به دستور یهودیان اورشلیم عمان را اشغال نمود و نیمی از مردم عمان را به خاک و خون کشید . دانشمندان عرب آن دورا را کشتند. کتابخانه ها و آثار تمدن را سوزاندند . البته کوروش فقط به قصط اجرای پوریم به آنجا آمده بود و بعد از مدتی ، او و سپاهیان ضد تمدن پارس از آنجا متواری شدند . ( برای آشنایی با پوریم به وبلاگ استاد دکتر ناصر پورپیراررجوع کنید ) .

عمان در دوران ساسانیان

تاریخ نویسان یهودی نشان می‌دهند که در دوران قلمرو حکم (جعلی) ساسانیان از سالهای (۲۲۶_ ۶۱۰ م) عمان تحت نفوذ حکم امبراطوری (جعلی) ساسانی بوده‌است. اما هیچ اطلاعای از این دوران در دست نیست. البته اخیرا ثابت شده که اصلا ساسانیانی در کار نبوده و ساسانیان هم جزء جعلیات یهود برای سرپوش گزاشتن بر واقعه پوریم است .

عمان و بنی ازد

در اواخر قرن سوم و اوائل قرن دوم قبل از میلاد سد مأرب در مملکت سبا ویران می‌شود، با ویران شدن سد یک شورش اجتماعی واقتصادی برپا می‌شود وتمام مردم سبأ به مناطق اطراف پراکنده می‌شوند، وپس از ویرانی وانحطاط سد مأرب ، قبیله بزرگ بنی ازد به عمان مهاجرت می‌کنند. در این کوچ بزرگ قبیله بنی ازد به سرپرستی بزرگ قوم مالک بن فهم الأزدی وارد عمان می‌شوند. بعد از مدتی وپس از استقرار در عمان بنی ازد دست به یک نبرد مسلحانه با دیگر اقوام بینگانه‌ای که در عمان وجود داشتند می‌زند ودر مدت کوتاهی بنی ازد می‌تواند تمام بیگانگان از عمان خارج نماید واستقرار وامنیت در عمان برقرار نماید واولین مملکت عربی در عمان بنیادگذاری کند. تاریخ نویسان عرب چنین می‌نویسند که بنی ازد پادشاهان کوه وصحراء بودند. این دودمان از پادشاهان بنام «آلجلندی» معروف بودند. سلسله پادشاهان آلجلندی در طول تاریخ عمان مشهور بوده‌اند.

تصاویری بسیار زیبا از عمان که حیفم اومد نزارم :

عمان

عمان

عمان

 

عمان

ساحل عمان

جنگل های انبوه عمان در شبه جزیره عربی

 

 

میدان ساعت در عمان

نظر خود را در مورد عمان بنویسید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 2:45  توسط ahwazi  | 

<<     يمن     >>  


سرزمين يمن جنوب شبه جزیره عربی بوده و از نظر طبيعي، به پنج منطقه تقسيم مي‏شود: كوهستاني، جلگه‏اي، ساحلي، صحرايي و جزاير. .يمن در تورات به عربستان سفيد موسوم است و سوره سبا قران اشاره به يمن دارد

شهرهاي مهم يمن پس از صنعا، عبارتند از:

بندرعدن، مارب، صعده، شبوه، ذمار، تعز، الحوطه، المحويت، إب، بندر مكلا، بندر حديده و سيئون. اكثر مناطق و شهرهاي يمن داراي قدمت تاريخي بوده و ظرفيت بالايي از نظر باستان‏شناسي و سياحتي دارند.

مردم يمن از اقوام سامي و عرب قحطاني هستند و عرب قحطاني مادر و ريشه اعراب محسوب مي‏شود. جمعيت يمن بالای بيست ميليون نفر برآورد شده است.

سرزمين يمن مهد تمدن سامي يا عرب نخستين است و سومريها، بابليها ، آشوری ها و مصريان قديم از آن مدد جسته و مظاهر آن تمدن را به ايران ، يونان و روم انتقال دادند. خاورشناس معروف آلماني موريتز معتقد است كه خط حروفي نخستين بار در يمن مشاهده شد و بر خلاف آنچه بنام اعراب فينيقي‏ ثبت شده است، مخترعين خط؛ يمنيها بوده‏اند و فينيقي‏های (کنعانی ها) بناي كتابت خود را بر بنيان كتابت عربي يمن نهادند.

بي‏شك يمن، يكي از مهمترين و بزرگترين مراكز نسخ خطي در جهان اسلام مي‏باشد . تعداد نسخه‏هاي خطي يمن تا يك ميليون نسخه برآورد شده است

اين سرزمين خوب كه گياهش با اذن پروردگار مي‏رويد (و للبلد الطيب يخرج نباته باذن ربه) پيش از اسلام مهد دولتها و تمدن های بزرگی بزرگي چون عماليق، عاد، ثمود، معين، سبأ و حمير بوده و پس از اسلام، مردمان آن اولين ياوران شريعت نبوي بوده‏اند. از افتخارات ديگر اين مرز و بوم، پناه‏آوردن شيعيان و علويان بدانجا بوده است.

.

اماكن تاريخي و توريستي

الجامع الكبير واقع در صنعاي قديم: در سال شش هجري تأسيس شده و سومين مسجد قديمي اسلام محسوب مي‏شود. (1380 سال قبل)

كشف بيش از ۴ هزار صفحه قرآن در محراب مسجد صنعا

به تازگى قرآنى با خطوط كوفى و حجازى و بدون نقطه كه قدمت آن به قرن ششم هجرى بازمى گردد در محراب مسجد تاريخى صنعا كشف شده است. به گزارش مهر باستان شناسان يمنى ۴ هزار و ۵۰۰ صفحه از برگهاى قرآنى را كشف كردند كه خطوط آن كوفى و حجازى بدون نقطه بوده اند.اين دستنوشته هاى قرآنى در پى ترميم و بازسازى مسجد بزرگ و قديمى صنعا در يمن كشف شدند. اين قرآن نادر از بخشهاى تزئين شده و گچبرى محراب غربى مسجد به دست آمد. اين مسجد يكى از قديمى ترين مساجدى است كه در سال ششم هجرى به دستور حضرت محمد (ص) ساخته شد و اينك به عنوان يكى از آثار باستانى اسلامى برجسته جهان اسلام به شمار مى رود.



مسجد امام علي (ع): مسجدي است كه امام علي (ع) در آنجا نماز گزارده و در نزد يمني‎ها داراي قداست خاصي است.

قلعه: داراي ساختمانهاي قديمي است كه زماني بخشي از قصر معروف غمدان بوده است (واقع در شهر صنعاي قديم).

مسجد المتوكل كه از زيباترين مساجد است و در نزديكي قلعه قرار دارد.

دارالحجر: معروفترين كاخ سنگي كه در وادي الظهر در نزديكي صنعا قرار دارد.

موزه ملي: يكي از مهمترين موزه‏هاي يمن كه آثار مهم فرهنگي و تاريخي دارد.

شهر کهن صنعا: داراي دو بخش کهن و جديد است. بناي بخش قديمي آنرا به سام پسر نوح پيامبر نسبت داده‏اند و داراي قدمتي بیش از 4000 سال مي‏باشد.

(در حال حاضر كشورهاي سوئيس، هلند، ايتاليا، سوئد و سازمان يونسكو در بازسازي آن همكاري دارند).

اعراب از دوران کهن خانه هایشان را 8 طبقه و شهرهایشان از نمنه های شهرهای مهندسی است

شهر مأرب و سد مأرب: مشهورترين شهر باستاني دنياست كه زماني پايتخت بلقيس ملكه سباء و ديگر حكمرانان يمني بوده و به ارض الجنتين معروف است. سد قديمي مأرب نيز از بناياي تاريخي يمن است كه در اين منطقه قرار دارد. سد مارب در ۲۶۷۰ سال قبل بین دو کوه بلق الایمن و بلق الایسر در عهد عبدالشمس موسی بنا شده . طول این سد 244 متر، عرض آن 18.3 متر و ارتفاع آن 72 متر بود . برای این سد قنات ها و شبکه های آبیاری حفر شده که مساحت آن 72 کیلومتر مربع است .

عرش بلقيس: در شهر مأرب قرار دارد كه بقاياي معبدي به نام برآن مي‏باشد و از آثار باستاني ديگر محلي به نام معبد الشمس مي‏باشد.

شهر باستاني صرواح، كه در غرب شهر مأرب قرار دارد و داراي تمدن قديمي و كهني است که بسیار دیدنی است .

شهر کهن شبام، در 30 كيلومتري شمال غربي صنعا است و پيش از شروع عصر کهن سبا بنا نهاده شده، که با ديوارهاي مستحکمي محصور شده، يکي از قديمي ترين و بهترين نمونه هاي شهرسازي بوده که منطبق بر اصول برج سازي بنا شده است. به دليل ساختار برج مانند آن که از ميان صخره اي پديدار مي شود، اين شهر به "مانهتن صحرا" معروف شده است

داراي مسجدي است كه قدمت آن بالای 1000 سال است.

بندر عدن به علت موقعيت ويژه جغرافيايي‏اش مورد توجه بوده و داراي آثار تاريخي مهمي است كه از آن جمله قلعه صيره، مسجد شيعيان و مناره عدن است.

باستان شناسان و تاریخ نگاران محقق دریافته اند که «قصر صرواح» که در یمن است همان قصر سلیمان بوده و «قصر قشیب» نیز که در یمن است قصر بلقیس بوده است و شواهد تاریخی و باستان شناسی این نظر را تایید می کند .

از آثار کهن اعراب باستان در یمن      از آثار به جای مانده از اعراب باستان

از مساجد قدیمی یمن  سنگ نوشته ای از جنس مرمر به جای مانده از اعراب باستان

از آثار به جای مانده از معماری اعراب باستان 

دروازه تاریخی شهر کهن صنعا

 

 تصویر:Mahram Belqis 1.jpgتصویر:Sanaa.9.jpgتصویر:Mahram Belqis 2.jpgتصویر:Sanaa.7.jpgتصویر:Sanaa.10.jpgتصویر:MH.RAB.jpgتصویر:آثار سد مأرب ـ مملكت سبأ ــ 3.jpg

فقط نظر یادتون نره....!

( یمن- تاریخ یمن - تاریخ باستان - آثار کهن اعراب - تمدن کهن اعراب - بزرگترین تمدن جهان - تخت بلقیس - تخت سلیمان - سد مارب آثار باستانی اعراب -  تاریخ اعراب - تاریخ شبه جزیره عربی -  باستان شناسی یمن - سلطنت سبا - سلطنت معین - اعراب باستان  )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 15:16  توسط ahwazi  | 

سلام

من تصمیم گرفتم از تاریخ کهن و درخشان کشور های عربی به صورت گزرا شروع کنم . از تاریخ باستانی به ترتیب یمن ، اردن ، عمان ، فلسطین ، لبنان ، سوریه ، عراق ، عربستان سعودی ، مصر ، الجزایر ، مغرب و در نهایت خاستگاه و وطن خودم یعنی خوزستان ( عربستان یا الاهواز ) ....

بعد از اینها به صورت خاص شروع میکنم به تاریخ پرشکوه و اقتدار اسلام ، دوره ای که اوج فرهنگ و هنر و تمدن بشریت تا آن زمان و ده ها قرن بعد از آن بود . دانشمندان عرب ، معماران و هنرمندان عرب ، شاعران و ادیبشناسان عرب را به شما معرفی میکنم .

من را زا نظرات ، پیشنهادات و انتقادات خود محروم نکنید .

یا حق...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 13:33  توسط ahwazi  | 

تفکرات تاریخی را هرگز نمی توان تغییر داد ، حتی اگر میلیارد ها دلار صرف کرد و انسانهای بیگناه را قتل عام کرد. دست آخر نمی توان جلوی نور حقیقت را گرفت . همگی ما وقتی اسم کردستان را می شنویم فورا به یاد لباس های کردها و کوههای سربه فلک کشیده می افتیم . وقتی سخن از آذربایجان می گوییم فورا تبریز را بیاد می آوریم . وقتی سخن از ترکمن می زنی فورا بیاد گرگان می افتی،هنگامی که بلوچی را مشاهدی می کنیم می گوییم اهل بلوچستان است.هنگامی که که به جای جای ایران سفر کنیم و خود را اهل اهواز و"خوزستانی" معرفی کنی فورا شنونده ایرانی  می گوید که شما عرب هستید .

اما از حدود 10 سال پیش و بعد از راه اندازی شبکه تلویزیون "خوزستان" عده ای که با تبصره فارس بودند وارد رسانه شدند سعی و تلاش وسیع والبته بیهوده وعبثی را آغاز کردند . هدف از این تلاش وسیع همانا تغییر نگاه تاریخی ساکنان ایران نسبت به "خوزستان" است چرا که همگی ساکنان ایران "خوزستان" را به منطقه متعلق به عرب ها می دانند . این عده و با قدرت گیری رهبرشان در مرکز (م - ر) و با تشکیل لابی هایی در تلویزیون های ماهواره ای ایران سعی می کنند که به زور و با بهره گیری از حقه های تلویزیونی واقعیت های تاریخی اهواز را تحریف شده به ساکنان ایران نمایش دهند .

از جمله این نمایش ها ، به عنوان مثال ساخت فیلم های از تاریخ و تمدن عیلام و معرفی آن به ساکنان ایران است. که البته این فیلم های به ظاهر مستند همیشه تاریخ اهواز را تحریف کرده و سعی و تلاش دارد به ایران بگویید که عیلام متعلق به گروهی از فارسهاست چگونه ؟ همگی می دانیم که شیر فقط در مرزهای عیلام می زیسته و شیرها از جایگاه ویژه ای در تاریخ عیلام برخوردارند. و پادشاهان عیلامی به بزرگان و سفرای کشورهای دیگر شیر هدیه می دادند .

و همگی می دانیم که عیلام ها علاقه فراوانی به آسمان ها داشتند . و به همین دلایل بنای بی نظیر دورالانتاش (چغازنبیل) را بنا کردند تا به آسمان نزدیک تر شوند . و به همین دلیل بناهای سنگی فراوانی در شهر تاریخی احواز (ایذج) در ارتفاعات وجود دارد . و به دلایل علاقه فراوان به شیر و آسمان هنگامی که شخصی شجاعی از میان آنان می رفت شیر سنگی را بر مزارش قرار می دادند که به سوی آسمانها می نگرد . چرا که شیر و آسمان جایگاه ویژه ای در فرهنگ اجداد عیلامی ما دارد .

همچنین در زبان کهن عیلامی 660 کلمه و فعل وجود دارد که با زبان فصیح عربی مشترک است...

باند و گروه که سعی در تغییر تاریخ حقیقی اهواز دارد ، با ساخت وجعل تاریخ، شیرهای سنگی را به گروهی خاص از فارسها نصبت می دهد وبا نفوذی که در تلویزیون ماهواره ای ایران دارند نخسه ای از این فیلم ها در تلویزیون های مختلف نمایش می دهد. یکی دیگر از حقه های سینمایی اینان برای تغییر تاریخ همانا فیلم برداری از یک مکانی تاریخی اهواز و در همین حین رد شدن شخصی با لباس گروه خاصی از فارسها،از کنار این اثرمهم تاریخی احواز است. اینگونه است که سعی می کنند افکار تاریخ ساکنان ایران نسبت به "خوزستان" (احواز) تغییر دهند .

از جمله این برنامه ،روز پنج شنبه 25 اکتبر 2007 بود که شبکه ماهواره ای irib در برنامه ایران زمین به اصطلاح به معرفی "خوزستان" پرداخت. واز سوی این باند در اهواز یکی از ماموران اطلاعاتی سازمان صدا وسیما «مهدی محمودی» برای معرفی "استان خوزستان" به این شبکه آمد.وکما فی سابق و با مانند دیگر اعضای این باند سعی و تلاش کرد که نگاه تاریخی ایرانیان را نسبت به "خوزستان" تغییر دهد و به طور کلی منکر وجود ملت احواز شد.و بسیار جالب بود که شهر تاریخی شوش که امروزه دارای اکثریتی بومی هستند را به سود گروه خاص از فارسها مصادره کرد .اینجاست که به آقای حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن حیدری می گوییم که ای کاش غیرت می داشتی و در برابر مصادره شهر تولدت اعتراض می کردی . به آقای مهندس سید جاسم ساعدی نماینده محترم و محبوب سوس می گوییم که آقای ساعدی چرا در مقابل تجاوزات مهاجران فارس سکوت کردی؟چرا در برابر مصادره شهر تاریخی سوس به سود این مهاجران آمده از آنسوی کوههای زاگرس چیزی نمیگویید؟

در این برنامه دو ترانه به زبان گروه خاصی از فارسها آنهم به نام "خوزستان" خوانده شد که هیچ ارتباطی با احواز (خوزستان) نداشت .

اولا: خواننده این ترانه ها،دیدار محمودی نام داشت که از نزدیکان«مهدی محمودی» مامور اطلاعات می باشد.
ثانیا: هر دو اهل شهرکرد هستند و به تازگی صاحب شناسنامه "خوزستانی" شده اند .در این برنامه از همه جا و همه کس سخن گفته شد الا صاحبان اصلی وساکنان محلی اهواز . لطفا برای مشاهده قمستی از تلاش اعضای این باند برای تغییر نگاه تاریخی ساکنان ایران به احواز "خوزستان"
اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 17:30  توسط ahwazi  |